با اينهمه آخرين روزهاي عمرش را در زادگاه خويش گذراند. ابنخطيب علاوه بر غرناطه، در الجزاير و مراكش هم به سر برد و در فاس درگذشت؛ ابن قنفذ در اسپانيا، مراكش و تونس هم علاوه بر الجزاير زندگي كرد و در تلمسان درگذشت؛ ابنخلدون در سراسر آفريقاي شمالي به سر برد و در قاهره درگذشت. بهعلاوه، مورخ الجزايري تاريخ تونس را نوشت و مورخ تونسي تاريخ تلمسان را!
حال از مغرب بگذريم و به مشرق بپردازيم.
5. يمن. امراي يمن داراي ذوق تاريخ بودند و به حمايت از فضلاي زيادي ميپرداختند كه كارشان ثبت رويدادهاي پيشين بود.
تاريخ جَنَدي (چهاردهم ـ1) را حسينبن عبدالرحمن اهدل(1377 ـ 1451)، با عنوان مختصر
تاريخ جَنَدي تلخيص و ذيل نويسي كرد. ابن وَهّاس تاريخ يمن را از آغاز تا سال 1400 نوشت. همهٴ اين تاريخها، گرچه صنعا و يمن را در مركز توجه خود داشتند، حاوي اطلاعات باارزشي در باب ساير مناطق اسلامي بودند.
تاريخهاي يمن از نظر ديني هم داراي اهميت ويژهاي هستند، چون ائمهٴ رَسّي كه بر سعده فرمان ميراندند (893 ـ حدود 1300)، به يكي از مذاهب شيعي، يعني زيديه تعلق دارند.اطلاعات بيشتري دربارهٴ ائمهٴ زيدي را ميتوان در كتاب صُبح الاٴعْشيٰ قلقشندي يافت.
6. قلمرو مماليك. برتري تاريخنگاري در قلمرو مماليك در نيمهٴ دوم سدهٴ چهاردهم از نيمهٴ اول هم افزونتر بود؛ چون اينك مورخان آن از همهٴ مورخان اسلامي نقاط ديگر بيشتر بودند. با اينهمه بزرگترين مورخ اين قرن نه يك مملوكي، بلكه ابن خلدون تونسي بود.
آثار مهم نيمهٴ اول سدهٴ چهاردهم، يعني تاريخ مماليك، تاريخ شهرهاي بزرگ، زندگينامهها و تأليفات تاريخي براي مأموران كشوري در نيمهٴ دوم هم نوشته يا بازنويسي شد. مثلاً مفضلبن ابي الفضايل تاريخ مماليك را از سال 1260 تا 1349 و ابنحبيب همان تاريخ را از سال 1250 تا 1375 نوشت. مفضل قبطي بود و تاريخش حاوي مطالب مسيحي است كه مسلمانان در صدد ضبط آن نبودند، ولي مطالب اسلامي به همان شيوهٴ اسلامي ثبت شده است. ابنشاكر كُتُبي ذيل
وفيات الاعيان ابن خلكان را نوشت و همچنين تاريخ ممالك اسلامي را تأليف كرد.
عبدالوهاب سُبْكي زندگينامهٴ علماي شافعي را گرد آورد و در ضمن، شرح فتح بغداد را بهدست مغول (1258) نوشت. تاريخ عمومي كشورهاي اسلامي (تا سال 1365) ابن كثير تأليف بسيار مفصلي است. محمدبن قاسم نُوَيري ماجراي محاصرهٴ اسكندريه (1367) را ضبط كرد، كه گزارش يك شاهد عيني است و اينگونه مطالب بسيار نادر است يا بهدست ما نرسيده. ابن فرات تاريخ توسعهٴ جهان اسلامي را بهصورت معكوس گزارش كرد (يعني از سال 1396 تا 1107).
يكي ديگر از تاريخهاي مصر تا سال 1377 تأليف ابندُقماق است، كه در عينحال كتابهايي در تراجم احوال و تاريخ قاهره و اسكندريه نوشت. ابن شحنه تاريخ ابوالفدا را تلخيص كرد و ذيل